قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4764
تاريخ الفي ( فارسى )
از چند روز امير سنتاى را با او همراه كرده كه به سلطانيه رفت اگر آقا ايل شود فبها ، و الّا او را از آنجا بيرون كنند . و سلطان احمد بىحضور شده مرضش به غايت اشتداد يافت ، چنان كه اراجيف فوتش بر زبانها افتاد . و عادل آقا قلعه را مضبوط كرده و امير ولى و امير سنتاى نيز نزديك آمدند و آقا جمعى را به شبيخون فرستاد ، اما ايشان خبردار شده آن لشكر را شكست دادند و سلطانيه را محاصره نمودند . جمعى از مردم سلطانيه با آقا در مقام غدر شدند ، اما آقا خبر شد و ايشان را كارى از پيش نرفت . و امير ولى هرچند در مقام فريب عادل آقا شد ، سودى نكرد . و سلطان احمد بهواسطهء بىحضورى به بغداد مراجعت كرد و مقرر كرد كه امير ولى به تبريز آمده و امير سنتاى ، سلطانيه را محاصره كند و بر اين موجب به فعل آمد . آقا در تنگناى حصار اوقات مىگذرانيد . تا آنكه توقتمش خان خبر شد كه احوال آذربايجان پريشان است . پنجاه هزار « 1 » سوار از راه دربند به آذربايجان فرستاد و ايشان به تبريز آمدند « 2 » و امير سنتاى از در سلطانيه برخاست و به امير ولى پيوست و امير ولى تبريز را در برابر مغولان نتوانست نگاه داشت ، گريخته به خلخال رفت و تبريزيان شهر را محكم كرده يك هفته به جهت محافظت اهل و عيال جدال نمودند و بالاخره مغولان شهر را گرفته و هرچه از ظلم و فساد و تاراج ممكن بود به فعل آوردند و اكثر تبريزيان را اسير كرده از آن راه كه آمده بودند ، بازگشتند . و آقا در سلطانيه بود كه امير سنتاى به تبريز رفت و جمعى را گذاشت كه محاصرهء قلعه نمايند . بعد از رفتن او ، آقا بيرون آمده آن جماعت را شكست داد و حاجى [ سلطان ] نامى كه سردار آن لشكر بود ، به قتل رسيد . و شاه يحيى چون به اصفهان آمد ، جمعى را همراه سلطان بايزيد كرده به ابرقو فرستاد و پهلوان مهذّب كه به حكم شاه شجاع حاكم ابرقو بود ، قلعه را مضبوط كرده ، مخالفان را نزديك به قلعه نگذاشت « 3 » و جنگ و فريب هيچ يك سودى نكرد . ناچار خايف و خاسر به اصفهان مراجعت نمود . و در فارس امير غياث الدين [ منصور ] شول بهواسطهء آنكه سلطان زين العابدين ، امير مظفر را كه خالش بود به غايت اعتبار رسانيده بود « 4 » ، ياغى شده در اصفهان آمد و بنياد فتنهانگيزى
--> ( 1 ) . اين رقم در روضة الصفا قريب نه تومان لشكر ( 90 هزار نفر ) قيد شده كه به سردارى دوازده شاهزاده جوجىنژاد از جمله بيك فولاد و عيسى بيك و يغلى بىقزانچى به سوى تبريز آمدند . - چاپ زرياب ، ص 1043 . ( 2 ) . يورش توقتمش به تبريز باعث شد كه تيمور عزم فتح بلاد تمام ايران را به مرحلهء عمل بگذارد و يورش سه سالهء خود را آغاز كند . ( 3 ) . و گفت ابرقوه امانت شاه شجاع است در دست من و بايد به وارث او سلطان زين العابدين تسليم نمايم . - تاريخ عصر حافظ ، ج 1 ، ص 367 . ( 4 ) . متن ظاهرا مغشوش و گنگ است . مراد اين است كه سلطان زين العابدين پس از مراجعت از كازرون به شيراز خاك